قدرت پوشالی حکومت ظالمان +!!!
در دو هفته اخیر شاهد درگیری های
پراکنده آزادیخوهان رزمگاه کماندو با مزدوران سپاه و اطلاعات و نیروی های انتظامی
در سواد کوه مازندران بودیم!
و بنا به گفته شاهدان محلی و آثار و
بقایای باقی مانده ، آزادیخواهان رزمگاه موفق به انهدام و به آتش کشیدن چندین
خودرو و ادوات سنگین نیروهای امنیتی شدند .
و با وجود شنیده شدن مکرر صدای شلیکگلوله
،
تردد بیش از حد نیروهای امنیتی و سپاه
در منطقه ،
پرواز مداوم هلی کوپترها و پهبادهای
شناسایی سپاه بر فراز رمزگاه کماندوایران،
آتش گرفتن ، انفجار و سقوط شیئی پرنده
بر فراز رزمگاه کماندو و متعاقب آن آتش گرفتن منطقه ای از جنگل،
نیروهای امنیتی و سپاه نه تنها موفق به
مقابله و دستیابی به مبارزین آزادیخواه رزمگاه نشدند بلکه حتی کوچکترین رد و نشانی
از آنها نیافتند.
مزدوران حکومتی برای پوشاندن ضعف و
شکست خود ، فرونشاندن خشم خود ، مبادرت به دستگیری وحمله به منازل و افرادی که کوچکترین ارتباطی با این درگیری ها
نداشته اند، کردند!!!!!
در این مورد مهندس غلام رضا تقیان که
در زمان وقوع حوادث در چند شهر آن طرف تر در محل کار خود در دانشگاه قائمشهر حضور
داشت!!!!!
مهندس یحیی غفوری و مهندس محمد رضا ولی
نژاد که در زمان وقوع حوادث در پاسگاه زیراب ، برای طرح شکایت علیه دزدان مورد حمایت
مقامات قضایی در جلو چشم مامورین حضور
داشتند!!!!
و مجید مومنی که بنا به شهادت شاهدین
در زمان وقوع حوادث، چندین کیلومتر دورتر
در محل کار خود بوده!!!!
و همگی از اعضا هیئت مدیره و کارگر
شرکت تعاونی یاوران دهکده بودند . به اتهام شرکت در آتش زدن خودروهای مامورین امنیتی
باز داشت و به مکانی نامعلوم انتقال داده شدند.
اوسط
زمستان گذشته اواخر بهمن ماه، تعدادی از ساکنان منطقه که همگی سابقه کیفری دزدی و
آلوده به اعتیاد بودند به ریاست شخصی ساکن زیراب به نام آقا گلی که کارمند اداره
جنگلبانیست به اراضی و املاک جایگاه که اکنون به شرکت تعاونی یاوران دهکده کمان
است اجاره داده شد،
این چند فرد با همکاری سازمانی خاص به دفعات متعدد تمامی درختان از
نوع جنگلی و باغی و میوه را قطع ، تکه تکه و آماده انتقال و فروش نموده اند
. که این عمل مجرمانه آنها با مجوز کتبی و رسمی اداره جنگلبانی صورت گرفت.
این
اعمال حائز دو نکته قابل توجه می باشد:
چرا فقط املاک و اراضی جایگاه !!!!و نه حتی یک متر خارج از
آن
اداره جنگلبانی که وظیفه خطیر آن محافظت از درختان جنگل و
ممانعت از قطع درختان است و حتی چوپانان منطقه را برای شکستن شاخه ای راهی دادگاه
می کند، چگونه و چرا و با چه قانونی مجوز قطع درختان املاک شخصی و سند دار غیر را
صادر می کند و آن هم از هر گونه درختی!!!!!!! و آن هم در سکوت و مخفیانه حدود ۲۰
الی ۳۰ تن درخت را دادن مجوز قطع نموده است
پس
از با خبر شدن اعضا شرکت تعاونی دهکده یاوران کمان ،از طریق قانونی و
طرح شکایت در پاسگاه و دادگاه پی گیر حقوق قانونی خود شدند. و نیز مجید مومنی به
عنوان نگهبان اراضی تمام طول روز را در املاک شرکت حضور پیدا کرد.
این
امر در چند مرحله باعث بازداشت آن افراد متخلف درحین ارتکاب به جرمِ قطع درختان و
نیز دزدی آهن آلات باقیمانده از ساختمانهای جایگاه و حتی استعمال مواد مخدر شیشه و
تریاک شد! جالب اینکه در مرتبه ای از دستگیری مقدار قابل ملاحظه ای مواد مخدر شیشه
و کریستال از آنها حین دزدی ضبط شد.!!
ولی
در کمال تعجب و تاسف در کلانتری و با هماهنگی مقام قضای تنها با اخذ یک تعهد بی
اثر آزاد گشتند.
پی
گیری چند ماهه اعضا هیئت مدیره شرکت تعاونی ، علی رقم تلاشهای بی وقفه تاثیری در
روند شکایات نداشت
در
همان شب مجید مومنی یکی از نگهبانان اراضی شرکت تعاونی که در زمان حادثه با داشتن
چند شاهد از محل وقوع حادثه چندین کیلو متر فاصله داشته ، ساعت ۱۲
نیمه شب در منزل شخصی خود مورد هجوم
وحشیانه مامورین لباس شخصی و نیروی انتظامی قرار می گیرد و با ضرب و شتم ، توهین و فحاشی، بازداشت می شود. با توجه به
درخواست مشاهده و رویت حکم ورود به منزل نسبت به ایشان و همسرشان توهین های زیادی
کرده و ایشان را بازداشت و روانه زندان کردند
گفتنی
است از چهار روز پیش تا به امروز تمامی بازداشت شدگان نه اجازه ملاقات
نه اجازه تماس و نه حتی حق داشتن
وکیل داشته اند و نیز از لحاظ تغذیه
و دریافت غذا در فشار بسیار هستند محل نگداری و بازداشت غیر قانونی آنها نامعلوم
است. خانواده های ایشان هم که به پاسگاه و مقامات قضایی مراجعه می کنند جز توهین و
بی احترامی چیزی نصیبشان نمی شود
پس
از بازداشت وحشیانه و غیر قانونی مجید مومنی در ساعت ۱۲ شب، در حالی که منزل اوتحت مراقبت چند خودرو و مامورین متعدد بود و
با توجه به اینکه از تنهایی همسر و دو کودک خردسالش کاملا آگاهی داشتند، مجددا در
ساعت سه بامداد همان شب ، حدود ده مامور لباس شخصی و نیروی انتظامی با یورش و
شکستن درب منزل مجید مومنی وارد منزل ایشان شده و به شدت باعث ترس و وحشت همسر و
فرزندانی که در خواب بودند می شوند. حمله آنان چنان بود که حتی باعث ترس و بیداری
همسایه ها نیز گردیده است .
توهین
و فحاشی بهم ریختن و شکستن وسایل منزل هل دادن همسر
مومنی کوبیدن در با لگد به پهلوی ارشیای ۳
ساله که باعث پارگی دست اوشد
شوکه شدن شدید همسر و فرزندان مومنی گوشه ای از حرکات مامورین
وزارت اطلاعات و سپاه در این حمله ناجوانمردانه بود.
بنا
به گفته همسر مجید مومنی ارشیای سه ساله چنان ترسیده و شوکه شده بود که وقتی مادرش دو دست و
لباسهای او را غرق خون می بیند ، کودک از شدت ترس نه تنها گریه نمی کرده بلکه حتی
قدرت تکلم نداشته واز شدت ترس فقط به مادرش خیره شده بود
این
نهایت ترس و حراس حکومت از یک مجموعه ورزشی است که جوانانی غیور و آزادیخواه پرورش
داده است چگونه ملت ایران با اینهمه قدرت و توان مردمی نمیتوانند جلوی این
حکومت فاسد ایستادگی کنند آری باید همصدا شد باید مانند گذشته های دور یکصدا و یک
دل شدن ریشه یزیدیان زمانه را کند و به زباله دان تاریخ انداخت و این میسر نیست جز
با پویش و خیزش عظیم مردمی
از
آن شب پیوسته منزل مومنی را با وجود اطلاع از تنهایی همسر و فرزندانش با چند خودرو
تحت مراقبت گرفتند و با اعمال خود پیوسته وحشت و اضطراب را به آنها منتقل کرده
اند.گفتنی ست که حال خانواده های بازداشت شدگان به دلیل بی اطلاعی کامل از وضعیت
عزیزانشان در شرایط بدیست. خصوصا خانواده مجید مومنی که تنها در محلی غریب
که حتی همسایگانشان مخبر و خبر چین مامورین هستند و از دشمنی با خانواده
مومنی چیزی کم نگذاشته اند ، شاهد ضرب و شتم همسر و پدرشان بوده اند و پیوسته کار
دو کودک ۳ و ۶
ساله اش گریه و بی قراری ست.
دو
روز قبل هم در نزدیکی منزل مومنی دو خودرو دچار آتش سوزی شد و کاملا سوخت دلیل
اینگونه اتش سوزیهای خودروهای مامورین سپاه و اطلاعات کاملا نامعلوم است شاید
خداوند درس عبرتی میخواهد به اینان بدهد اما انان غرق در دنیای خودشان هستند
یقینا
اینگونه حملات سنگین از طرف پروردگار بی همتا بدون پاسخ نخواهد بود چرا که در طول اعصار
مختلف همیشه خداوند یاور آزادیخواهان و درست اندیشان بوده است و خواهد بود انشاالله
در حالی که خبرها از متشنج شدن و جو امنیتی در
منطقه سوادکوه استان مازنداران در رزمگاه
کماندو ایران حکایت دارد ساعاتی پیش صدای انفجاری دوباره در حاشیه رزمگاه کماندو
ایران شنیده شد
با توجه به اینکه کلیه مسیرهای رزمگاه کماندو ایران و سوادکوه در
حال بازرسی نیروهای امنیتی حکومت قرار دارد مردم از مشاهده پهبادهای تجسس نظامی بر
فراز منطقه رزمگاه کماندو ایران خبر میدهند گفته میشود ساعاتی قبل یکی از پهباد های سپاه در حال گشت بر
فراز رزمگاه کماندو ایران منفجر و سقوط
کرده دود ناشی از این انفجار از منطقه شهر
نشین سوادکوه هم دیده میشود ماشین های اتش نشانی بسوی رزمگاه در حرکتند نیروهای امنیتی پس از یک هفته زد و بندهای امنیتی
در سوادکوه و بستن کلیه مسیرهای منتهی به رزمگاه کماندو ایران بارها بصورت عجیبی
با اتش گرفتن ماشینها و ادوات زرهی خود مواجه شدند از دیشب تا به اکنون صدای شلیک
گلوله به دفعات شنیده شده است ترس و وحشت مردم سوادکوه را فرا گرفته است .
خبرهای
تکمیلی به زودی از همین پایگاه خبری ارسال خواهد شد
شب گذشته در حمله ماموران وزارت اطلاعات به روستای کریکلا سوادکوه جهت بازداشت اقای مجید مومنی از کارمندان شرکت تعاونی یاوران کمان ،کودک خردسال اقای مومنی از ناحیه دست دچار اسیب دیدگی شد که با پیگیری مردم محلی فرزند ایشان به بیمارستان شهدای زیراب انتقال پیدا کرد اما با ممانعت ماموران برای بخیه شدن زخم ایجاد شده در بدن کودک مواجهه شدند . این ویدیو توسط یکی از پرسنل بیمارستان ارسال شده و بگفته ایشان پرسنل اورژانس بیمارستان فقط اجازه پانسمان ساده را پیدا کرد . ترس پرسنل مسلح از همسر و کودک اقای مومنی بشکلی
بود که با اعتراض پرسنل بیمارستان روبرو شد اما از ترس انکه توسط ماموران بازداشت شوند سکوت اختیار کردند .
سواد کوه مازندارن تبدیل به پادگان نظامی شده است!!!!
از اهالی شهرهای سواد کوه ( پل سفید ، آزادمهر، و به خصوص زیراب) خبرهای زیادی از تجمع بسیار نیروی های انتظامی و سپاهی در منطقه می دهند!!!!
در آسمان آزادمهر و زیراب از صبح امروز پرواز هلی کوپتر های نظامی قابل مشاهده است!!
تعداد زیادی از مردم پرواز متعدد پهبادها را بر روی جنگلهای زیراب و بالا زیراب به چشم مشاهده کرده اند!!!
بنا به مشاهدات و گفته های مردم پهباد ها بر دو نوع هستند .پهبادهایی که برای تصویر برداری هستند.و دیگری پهبادهایی که شکل ظاهری آنها شبیه هواپیماهای کوچک هست و کاربرد نظامی دارند!!!
در چند روز اخیر در منطقه سواد کوه و در مکان رزمکاه کماندو که تا به اکنون چندین مرتبه مورد حمله چند هزار نفری نظامیان سپاه و یگان ویژه از سال ۱۳۹۱ تا به اکنون بوده.در گیری های پراکنده و گاه گسترده گزارش شده.شاهدان محلی از صدای پراکنده شلیک گلوله و همین طور انتقال آثار و بقایای ماشین و چند لودر و بولدزر کاملا سوخته شده از دل جنگل و منطقه رزمگاه کماندو سخن گفته اند.
و نیز از چند روز گذشته دستگیرهای گسترده و گاه ضرب و شتم و هجوم به منازل مردمی دیده شده است!!!!
هیچ کدام از مقامات قضایی و انتظامی پاسخگو نیستند.
و حال اینجاست تمامی بازداشت شدگان از جمله مهندس یحیی غفوری مدیر عامل شرکت تعاونی یاوران دهکده در سوادکوه، مهندس محمد رضا ولی نژاد و مهندس غلام رضا تقیان از اعضا هیئت مدیره همان شرکت تعاونی و از مدرسین دانشگاه و نیز مجید مومنی که با هجومبه منزلش و ضرب و شتم وی و همسر و فرزندان خردسالش و بدون هیچ حکم ورود توسط نیروهای اطلاعات بازداشت شده اند ، از همه حقوق قانونی خود محرومند. وهمچنان بدون اجازه ملاقات و حتی تماس باخانواده هایشان و بدون حق داشتن وکیل و حتی بنا به بعضی خبرها بدون یک وعده غذا در سومین روز بزداشت خود در پاسگاه پل سفید سواد کوه به سر می برند!!!!
روز شنبه بود که چند خودروی نیروی انتظامی در
مسیر منتهی به رزمگاه کماندو دچار حریق شد و بطور کامل در اتش سوخت . پس از آن
اتفاق وضعیت فوق العاده در سطح شهر زیراب بخصوص در مناطق منتهی به رزمگاه کماندو
ایران از سوی شورای تامین شهرستان سوادکوه اعلام شد . با تمام تمهیدات و نظارتهای سخت ماموران امنیتی
بر عبور و مرور در این چند روز اخیر ، امروز خودروی دیگر نیز در مسیر رزمگاه
کماندو و در روستای کریکلا دچار حریق شد پس از این اتفاق سریعا ماشین های اتش
نشانی در منطقه حضور پیدا کردند که بگفته اهالی روستا جز اسکلتی سوخته چیزی از
خودرو باقی نمانده بود . وزارت اطلاعات عامل این اتفاقات را هواداران و نیروهای
رزمگاه عنوان کرده است که پس از چند سال از تخریب ساختمانهای رزمگاه بعنوان انتقام
از کرده نهادهای امنیتی دست به این اقدام زده اند . از روز دوشنبه تیم های عملیاتی
یگان وِیژه نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات با همکاری با هم مناطق وسیعی از جنگلهای
جنوبی شهرستان سوادکوه و بخصوص شهر زیراب را به کمک پهپادهای شناسایی زیر و رو
کرده اند تا شاید بتوانند ردی از نیروهای حامی رزمگاه کماندو بیابند اما تا این
لحظه به نتیجه ای نرسیده اند . بگفته یکی از ماموران انتظامی شهر تیمهای عملیاتی
از استانهای دیگر و با امکانات گسترده عازم منطقه شده اند و ازادی عمل در هرگونه
برخورد با افراد داخل جنگل را دارند .
اما نظر مردم عادی و اهالی روستاهای اطراف
رزمگاه جالب و شنیدنیست . اهالی اعتقاد دارند عامل اتفاقهای اخیر خود نیروی
انتظامی است که با انجام این کارها قصد تخریب وجهه نیک نیروهای رزمگاه در بین مردم
را دارند تا بتواند با همکاری مردم برخوردی جدی و
نهایی با نیروها و هواداران رزمگاه
داشته باشد
صدای شیون و
گریه های یک زن تنها شنیده میشود چگونه باید از وحشیگریها این حکومت ظالم نوشت و
گفت اینکه شبانه منزل یک کارگر ساده را محاصره وجلوی چشمان زن و فرزند خردسالش مرد
خانه را به ظن اینکه برخی مبارزان راه ازادی را پناه داده است مورد ضرب و شتم
وحشیانه قرار دهند علیرغم درخواست مشاهده حکم نه تنها حکمی را نشان نداده اند بلکه
وحشیانه کل خانه را هجومی وحشیانه بردند و کل خانه را بازرسی کردند آنان از چه
چیزی هراس دارند از یک کارگر ساده ؟؟؟؟
یا یک
مجموعه عظیم ورزشی یا یک شرکت تعاونی که با مجوزهای رسمی در حال انجام امورات
خوشان هستند به هر بهانه ای برای مردم پاپوش درست میکنند و آنان را مورد ضرب و شتم
و در زندانها محاکمه های غیابی میکنند کجای دنیا چنین رفتارهای غیر انسانی با یک
زن تنها در یک خانه با فرزندش میشود پس از بردن مجید مومنی به جای نامعلوم شنیده
شد دوباره نیروهای امنیتی ساعت سه نیمه شب و در دل شب وحشیانه بار دیگر به خانه
این کارگر زحمتکش در شرایطی که همسرش تنها بهمراه فرزندش در خانه بود حمله ور شده کل منزل ایشان را بازرسی کامل
نموده اند حتی به غذای کودک و اشپزخانه ای که تمام رویاهای یک زن جوان در طول
روز انجا خلاصه میشود رحم نکردند و تا جایی پیش رفتند که فرزند دلبندش را
جلوی دیدگانش مورد آزار و اذیت های جسمی قرار دهند کدام فعال حقوق بشر باید از
اینگونه رفتارها در رسانه ها خبر رسانی کند رسانه های فعال حقوق بشر کجایند چه میکنند
ایا آنان هم همصدا با حکومتی ها در جهت منافع شخصی خودشان حرکت میکنند ؟؟؟
آیا این است
اقتدار جمهوری اسلامی اینان؟؟؟؟
آیا قدرت
نظامی و اقتدار حکومت اینان این است؟؟؟
حمله وحشیانه
به زنی تنها و بی پناه و کودکی سه ساله؟؟؟؟
آیا با
شکنجه و ضرب و شتم کودکی که قدرت تکلم را هم ندارد اقتدار حکومت جهانی رو نشان می
دهید؟؟؟
به راستی
کدامین کشور کدامین حکومت کدامین مسلک چنین دیوصفتانه به جنایت و شکنجه زنان و
کودکان خردسال اقدام می کند؟؟؟؟
آیا این
حکومت خونخوار که از جنایات اسرائیل همیشه فریاد برمی دارد، آیا تا به اکنون که دیده
است صهیونیستی به خانه زنی و کودکانی تنها یورش ببرند و شکنجه کنند و تهدید
کنند؟؟؟
آنچه خوی حقیقی
حکومت دجالان و مزدورانش را آشکار می کند بدن پاره پاره شده کودکی سه ساله است.
وای بر
خاموش نشستگان
وای بر نظاره
کنندگان جنایات حکومت دجالان
وای بر خوار و
ذلیل شدگان اهریمنان
کجاست فریاد
عدالت خواهی؟؟؟
کجاست فریاد
آزادیخوهان؟؟؟؟
کجاست فریاد
رادمردان و ظلم ستیزان؟؟؟؟
خبرها حاکی از ان است موج جدید دستگیریها ماموران وزارت اطلاعات با همکاری نهاده ای امنیتی دیگر با یورش به منزل شخصی مجید مومنی از کارکنان زحمتکش و نگهبان این مجموعه ایشان رو مورد ضرب و شتم شدید در جلوی چشم همسر و فرزندانش قرار داده و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات سوادکوه انتقال داده اند
شاهدان عینی و همسایه ها در این باره به خبرنکار ما گفته اند که با صدای ناله های فرزند این کارگر عزیز به خیابان امدند و چندین ماشین از وزارت اطلاعات بهمراه نیروهای ویزه خانه ایشان را بازرسی و بدون اینکه هیچ حکمی داشته باشند وارد منزل ایشان شدند مشاهده شاهدان عینی گویایی ترس عجیب حکومت ایران از مجموعه رزمگاه کماندو ایران حکایت دارد چرا که بارها از ایشان در مورد پناه دادن اعضاء رزمگاه کماندو ایران و وابستگی ایشان نسبت به این مجوعه سوال میشد متاسفانه گفته شده است که همسر ایشان بارها از نیروهای امنیتی درخواست مشاهده حکم بازرسی منزل رو داشته که با بی حرمتی و الفاظ بد از طرف آنان مواجه شده بود نیروهای امنیتی صورتجلسه ای رو تنظیم کرده بودند که ار همسر اقای مومنی درخواست کردند تا امضا کنند و ایشان با همه توان خویش از امضا کردن آن امتناع کردند احساس میشود رژیم ایران بسیار سرخورده شده که از یک کارگز ساده هم ترس و حراس دارد
شاهدان عینی و همسایه ها در این باره به خبرنکار ما گفته اند که با صدای ناله های فرزند این کارگر عزیز به خیابان امدند و چندین ماشین از وزارت اطلاعات بهمراه نیروهای ویزه خانه ایشان را بازرسی و بدون اینکه هیچ حکمی داشته باشند وارد منزل ایشان شدند مشاهده شاهدان عینی گویایی ترس عجیب حکومت ایران از مجموعه رزمگاه کماندو ایران حکایت دارد چرا که بارها از ایشان در مورد پناه دادن اعضاء رزمگاه کماندو ایران و وابستگی ایشان نسبت به این مجوعه سوال میشد متاسفانه گفته شده است که همسر ایشان بارها از نیروهای امنیتی درخواست مشاهده حکم بازرسی منزل رو داشته که با بی حرمتی و الفاظ بد از طرف آنان مواجه شده بود نیروهای امنیتی صورتجلسه ای رو تنظیم کرده بودند که ار همسر اقای مومنی درخواست کردند تا امضا کنند و ایشان با همه توان خویش از امضا کردن آن امتناع کردند احساس میشود رژیم ایران بسیار سرخورده شده که از یک کارگز ساده هم ترس و حراس دارد




